من مانده ام تنهای تنها
اگر از عشق میشه قصه نوشت
میشه از عشق تو گفت
میشه با ستاره های چشم تو
مغرب نو مشرق نو پیدا کرد ![]()
امدی چه زیبا......![]()
گفتم دوستت دارم چه عاشقانه......![]()
پذیرفتی چه فریبنده......![]()
اغوشم برایت باز شد چه ابلهانه با تو خوش بودم چه کودکانه......![]()
همه چیزم شدی چه زود...... ![]()
به خاطر یک کلمه مرا ترک کردی چه ناجوانمردانه نیازمندت شدم......![]()
چه حقیرانه.......![]()
واژه غريب خداحافظي به ميان آمد چه بي رحمانه .......![]()
و من سوختم چه بچه گانه اما هنوز هم دوستت دارم غريبه ...![]()

نوشته شده توسط اکبر در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386 ساعت 20:27 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ
فهرست اصلی
دوستان
پسره جزیره
اینا فقط دخترونس!!!
زیر بارون ، من و تو ، تنهای تنها
شب نقره ای من
دوست خوبم(محمد)
تكسوار عشق
پرستو* فنچ كوچولو*مسافر عاشق*
اهوی تنها
سهیلا
فريبا
پانته ا
کیوان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
فروردین 1387
اسفند 1386
دی 1386
آذر 1386
مهر 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
طراح قالب
POWERED BY